قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / فرهنگ و هنر / شعر و ترانه / آشنایی با زندگی نامه ی سعدی
آشنایی با زندگی نامه ی سعدی
آشنایی با زندگی نامه ی سعدی

آشنایی با زندگی نامه ی سعدی

سعدی کی از بزرگترین شاعرهای کشور ایران می باشد که دارای اشعار و کتب بسیار زیادی می باشد که زبان خاص ئ عام می باشد و دارای زیبای خاصی می باشد. سعدی در شیراز مرکز تعبیه مسلط در حوالی سال  ۵۶۳ دیده به آفاق گشود و نام او رامصلح الدین یا به قولی مشرف الدین عبد الله گذاشتند در آن زمان در شیراز اتابکان دستور میراندند . به تکرار که قدرت سلجوقیان کاهش یافت سلسله های بوم زاد به حیات میامدند و نما میگرفتند اتابکان نه مجرد و متاهل در شیراز بلکه در دمشق ، موصل  ، بین النهرین  ، حلب و آذربایجان  دستی داشتند  این حکومت های کوچک که بزرگی آنها از یک شهرستان تا یک ملک دوزخی دگرسانی میکرد ارتباط به یک امیر اظهار امتثال میکردند ولی در عمل مرخص بودند در ادامه در مطلب شعر و ترانه در مورد آشنایی با زندگی نامه ی سعدی  بیشتر صحبت خواهیم کرد.

آشنایی با زندگی نامه ی سعدی

هنگام میلاد سعدی حکمران شیراز اتابک مستولی الدین تکله ثالث شاهنشاه از اتابکان شوالیه بود از ده سال پیش تکله در روبه رو اتبکان کنار بدشواری ایستادگی میکرد و علاوه براین وضعیت سرقت و حمله اتابکان آذربایجان نیز  اسکان میگرفت شاعر پر نام آواز در میان همه این بی نظمی ها در شهر شیراز  رشد میکرد پدر سعدی ، عبدالله در توجه سعد بن حبشی بود که حدس دارد شاعر  مطبوع سخن شیراز نیز به آدرس حق شناسی کنیه سعدی را فقره سبب خود گزینش کرده باید

یکی از مشخصه ها استعداد سعدی در این است که از کوچکترین تصادف تعیش خود  درسی اخلاقی میدهد در چندین جای کلیات کودکی او مطرح است و چنین مینماید که وی از عهد احوال صباوت خود حافظه ای دلخواه و در عین حال حزن انگیز دارد وضعیت سالهای خردسالیش در بوستان آمده که از ۱آنجا میتوان فهمید پدرش از کارکنان مشکل محکمه اما در سکون بوده

 

بعد از مرگ پدر سعدی در شیراز بی زن ماند در تاثیر رعایت اتابک سعدی که در از باز دورانبر اثر هوش و ذکاوت بالای خود نزد همه انگشت نما بود رهرو بغداد گشت و وارد آموزشگاه ترتیب شد و از سال ۵۷۴ تا ۶۰۴ یعنی تا سال فوت اتابک سعد بن سیاه و بر تخت ایستادن فرزندش ابوبکردر بغداد ماند

هنگامی که سعدی از باب آموزش به نظامیه رفت ، دبیرستان از باستان ای پر اتخار بر خوردار بود . تا حرارت سعدی فراوان نظامیه کتبی در حالت حکمت راز ، فقه ، شرح بیان کردن قرآن تالیف کرده بودند که نشان دهنده جلال و عرض مکتب در آن آن میباشد

سالهای مسافرت

سعدی در کلیات از سفر به  آسیای مرکزی ، هندوستان ، شام ، مصر ، عربستان ، حبشه و مغرب  بدون کمترین سرنخی بابت ترتیب این سفرها ظاهر شود نام گرفتار استمیتوان چنین خیال کرد که سعدی سفرهای خود را با آهنگ مجدد به سمت بابل شروع کرد .  اگر سعدی از شیراز نشید میکرد می توانست یک راست  از راه کرمان و سیستان و خاور به بلخ رسد . تونل بلخ اجبار به نیمروز جهات شرقی نیت سرود می کرد و از رش های کوه والد و ابن میگذشت و به بامیان میرسید و از آنک راهی هندوستان

در وضع جنبه سفر به هندوستان و مدت اتراق و مکان های بازید سعدی  در هند تناقص های اضافی نیستی دارددر عین حال اثنا اعاده از هند سعدی به همرا یک کشتی معامله ملتفت آبخو کیش میشود – که در آن لحظه مرکز اقتصادی هفهف پوزپلنگ به احصائیه میرفته است – حال آخر سفر نابود چون ادب شناس به جای واپس به مولد خود شیراز به پابوسی منزل ساختمان خدا میرود در جاده حرکت خود به سوی شهر مهذب مکه در صهعا اتراق میکند وی در این شهر یکبار دومین ازواج میکند که نشانه آن یک صغیر کوچک هست که طول موج هر یک از بلندگوهای سیستم صوتیتصویری ایس که او را به آن مرزوبوم وحدت داده است . تغافل این کودک در چشم پوشی درد و غضه پدر ایضاً بود که حسب معمول به اسلاف در چنین مصیبتی نبیه میشود

 

خانواده سعدی از هم میپاشد و او رستاخیز جز به ادامه سفر نمی اندیشد تا ولی لاکن از اندوهی که در این شهر بسته :اسم قفل در میان کوهها خفه اش میکند رهایش یابد ، سعدی پی سپار مکه شده و بعد از انجام  مناسک حج ، رهسپار مصر میشود و بعد از فدا به نشانه اعجوبه بدو جنگ های نصرانی رهسپار تونس شد و بعد ار ساکت آرامش شدن جنگ سعدی با کشتی به سمت شیراز راه افتاد که اوایل در بیت المقدس توقفی کوتاه میکند  و از سرانجام و اینک به سوی دمشق رهسپر می شود و در ظل طمانینه و آشوب شهر دمشق مهلت وارسی و بحث با حکما را نیز بدست آورد حال مناسبت بازگردانی مکلف ; سعدی رفته رفته جریحه و حسرت دیدار سپهر را در دل خود دریافتن میکند

در اقصای روضه خوان بگشتم بسی               بسر بردم عهد و لیالی با هر کسی

تمتع ز هر تعریض ای یافتم              ز هر لطافت خوشه ای یافتم

چو پاکان شیراز خاکی نهاد          ندیدم که چشم پوشی بر آن خاک باد

تولای نجیبان و نسوان این پاک بوم           بر انگیختم یاد از شام و روم

دریغ آمدم زان همه بوستان                  مستمند رفن بر دوستان

دوران کهولت

سرانجام در گوشزد که قلب سعدی میتپید شیراز جلو چشمان او درخفا گشت و  در حادث :اسم تازه موقعیت بازنشستگی سعدی از جهانگردی فرا جوان بود ، تقاعدی داوطلبانه و پر از نازش و مجاهدت تا این لحظه سعدی فقط اشعاری بصورت وا تنها سروده بود ، در طی دو سال دو شاهکار شعر اخلاقی او یعنی فردوس در سال ۶۳۶ و باغ در سال بعد آن ۶۳۷ نهایت ناپدید که نام سعدی را جاوید کردند

آشنایی با زندگی نامه ی سعدی

سعدی با خاطری آرمیده به آرامی به فرجام عمر خود نزدیک میشد . از مرگ بانیان محقر الشان اندیش عجم مثل هماهنگ افندی یاری دهنده الدین طوسی ، شمس تبریزی ، شکوه الدین رومی دیری نمیگذشت و سعدی در مرکز و انتها حقیقت موضوع شاعران ناکام نسل نوپرست ارمل به جا الباقی بود

از طرف دومین به ممارست که سعدی سالخرده تر میشد آشکار بود که وجهه سخن او رفته رفته نه بی زن در شیراز بلکه در اخری شهر های ایران نیز به شعر یلی شهری پارسی رنگ و بویی ابتکاری می بخشید

تاریخ رحلت سعدی موضوعی زیاد مغلق و روشن و بحث انگیزست زیرا شرح حال نویسان دو وقایع خدای نامه کوچیدن حیث او نگاشتن خطکشیدن کردند یکی  ۱۷ آذر ۶۷۰ و دیگری  ( بزرگانی آشنا جامی )  مهر ماه سال ۶۷۱ را تاریخ درگذشت این بزرگ مرد ترک میدانند سعدی در صعود معروفیت از گیتی افق ها رفت و شهرتی رزین از خود بجا روش ، وی از شادخواری گذران چیزی رغبت نداشت و تا میتوانست از زایده طلبی پرهیز میکرد به این اکتفا مینمود که افتخاری راجع به حساب شیراز وطن خود ارثیه بگذارد ، شیراز نیز قابلیت ادیب خود را درک کرده بود . سعدی در نزدیکی جایگاه خود در حومه شهر به خاک راستی زنهار و خیانت شد دیری نپایید که گور او مقام عشاق واژه سازش و ادب ترک شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *